بدان کس که تو را سخن آموخت به تندى سخن مگوى و با کسى که گفتارت را نيکو گرداند راه بلاغتگويى مپوى . [نهج البلاغه]

+ سه نقطه براي ... يکشنبه 23 مرداد 1384 7:5 عصر

در اين زمانه بي هاي و هوي لال پرست


خوشا به حال ...


کاش مي شد با سه تا نقطه همه ي حرفامون بزنيم


___________________


«کجا مي توان يافت آن عدالتي را که عشقي است با چشمان باز»


  نيچه        


گشتيم نبود


            نگرد نيست


* * *


انسان شروع فاجعه با خون ديگري


در من دوباره ريشه طاعون ديگري


من سالها به مردگيم فکر مي کنم


به اين قفس ، محاکمه ، مظنون ديگري


اين را درخت هاي جهان فکر مي کنند


ريتم تبر ، شکستن موزون ديگري


ديريست دشت مرده و مانده است گله با


چوپان گرگ زاده ي ملعون ديگري


من مي زنم به کوه و بيابان تمام من


اين بار هم ادامه ي مجنون ديگري


دست مرا بگير که چنديست مانده است


در ذهن باد طرح شبيخون ديگري


قانون من کنار تو ديوار مي کشد


اي کاش بين من و تو قانون ديگري...


نوشته شده توسط : زهرا اسکندري


موضوعات يادداشت نظرات دوستان []


امکانات
ين جا را صفحه خانگي خود کنيد ين جا را به علاقه مندي هي خود اضافه کنيد پست الکتونيک

موضوعات وبلاگ

ادبيات
شعر و شاعري
ادبيات سياسي
جستجو
لوگو




لوگوي دوستان


لينک دوستان
بابل
اتاق 203
سارا شعر
غزل پست مدرن
مداد زرد
پري چهارشنبه ها
عباس حسني
دختر نارنج و ترنج
اهنگي ديگر
گابريل
تازه هاي ادبي
عصيان در فيلماشعر
گمشدگان
آمار وبلاگ
تعداد کل بازديد دوستان

5403

تعداد دوستاني که امروز قدم رنجه فرمودند

3

اشتراک

نام:

ايميل:

 
آرشيو

[خانه | مديريت |شناسنامه | پارسي بلاگ]

©Template designed by RightClick